تبلیغات
 توسعه اسلام آباد پایگاه خبری تحلیلی توسعه اسلام آباد/ارگان رسمی حزب توسعه درشهرستان اسلام آبادغرب
دکتر علی شریعتی پروژ ه ای ناتمام / جواد مرادی
فراخوان شریعتی برای بازگشت به خویش
 در حقیقت ریشه در اسلام گرایی و میهن دوستی او داشت.

به قلم  جواد مرادی
http://ttnk.ir/Free_Pic/5120d89-d1b2.jpg

مردی كه غیر مذهبیها او را نادیده می گرفتند،روحانیون او را سرزنش می كردند،و رژیم شاه او را مجازات كرد، اینك تا حدود زیادی ((ولتر))و (( اید ئولوگ)) اصلی انقلاب ١٣٥٧/١٩٧٩ تلقی می شود. گروه نخست اورا كم اهمیت می دانستند، دومی او را ادمی مزاحم می شمرد، و سومی او را ماركسیست اسلامی دردسر آفرینی تلقی می كرد كه می بایست او را خاموش كرد. 
 این عباراتی است كه دكتر مهرزاد بروجردی دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه سیراكوز امریكا در كتاب روشنفكران ایرانی و غرب در توصیف علی شریعتی بكار برده است.
 فضای فكری دهه ١٣٥٠ ایران بدون شك زیر نفوذ و تسلط گفتمان شریعتی قرار داشت.ویژگیهای خاص و منحصر بفرد،تلاشهای فكری بی وقفه و تاثیر گذاری فوق العاده شریعتی در میان جوانان و دانشجویان او را مورد توجه ساخته و به او محبوبیت بخشیده بود. این محبوبیت و تاثیر گذاری او را شایسته یك بررسی دقیق و شناخت عمیق می سازد.
 برای شناخت دقیق و فهم گفتمان شریعتی علاوه بر آنكه باید به شرایط تاریخی و اجتماعی خاص آن دوره در ایران و غرب توجه داشت باید به شرایط خاص اجتماعی و سیاسی ایران و دیگر كشورهای مسلمان جهان سوم نیز توجه نمود دیگر انكه باید زبان خاص آن دوره و بخصوص زبان شریعتی را نیز شناخت تا بتوان گزاره ها ،معانی و مفاهیم متداول و رایج در زبان و ادبیات شریعتی را به روشنی فهمید.چرا که اساسا اندیشیدن فعالیتی تاریخی ،اجتماعی و زبان شناختی است.
شریعتی پروژه خویش را كه پروژ ه ای فكری-عملی بود بازگشت به خویشتن نامید. این پروژه از نظر شریعتی راه حلی برای مبارزه با استعمار و استبداد بود، درد بزرگی كه دامنگیر جوامع مسلمان و خصوصا ایران شده بود. استعمار وجهی خودبیگانه كننده از تمدن غرب بود كه سالها ایرانیان و دیگر مسلمانان را از هویت حقیقی خویش كه همان فرهنگ اصیل دینی و ملی بود بیگانه كرده بود و این بیگانگی موجب تسلط استبداد شده بود، استبداد به نوعی باز تولید همان استعمار بود كه در لباس دولت ملی سكولار اما وابسته به غرب ظهور و بروز یافته بود. فراخوان شریعتی برای بازگشت به خویش در حقیقت ریشه در اسلام گرایی و میهن دوستی او داشت.
 این پروژه روشنفكرانه بر اگاهی و عمل انقلابی تكیه داشت، آگاهی كه از ایمان دینی سرچشمه می گرفت نه از عقل خود بنیاد و اندیشه انسان محور غربی ، و عمل انقلابی که حسین(ع) ،زینب(س) ابوذر و سلمان الگوی ان بودند.
 به هر حال شریعتی زنده نماند تا پروژه فكری -عملی خویش را از نظر اندیشه ای و فكری عمق ببخشد و برخی ابهامات آنرا برطرف نماید اما انچه که او برای مسلمانان ضروری میدانست آشتی دادن اسلام با ضرورت های عصر مدرن بود .اما آنچه مسلم است آن است که اگر انگونه که دکتر مهرزاد بروجری میگوید او ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی ایران باشد بخشی از پروژه شریعتی تحقق یافت و لباس عینیت به تن كرد اما تكمیل و تصحیح این پروژه فكری توسط شریعتی نا تمام ماند ،خود او هم در جایی از نوشته هایش بیان میکند که عجله دارد و وقت تنگ است . هرچند تز اصلی و چارچوب کلی خود را که بازگشت به خویشتن بود ارائه داد.
 امروز ه عده ای از روشنفكران ایرانی اعم از مذهبی و غیر مذهبی به نقد شریعتی پرداخته اند، كسانی چون عبدالکریم سروش ، جواد طباطبایی، مهرزاد بروجردی و.... . به نظر میرسد بدون توجه به آنچه در ابتدای مطلب برای فهم درست شریعتی ذكر شد ،نقد شریعتی هم بی توجه به آن ناقص خواهد بود. 


برچسب ها: جواد مرادی، امیرسعیدجلیلیان، حزب توسعه، دکتر علی شریعتی،
Loading...